مادرانه

یک عاشقانه ساده

1393/2/25 9:23
نویسنده : منیره آزادی
209 بازدید
اشتراک گذاری
چه لذتی دارد یعد از یه روز کاری سخت با تمام خستگی ثانیه های اخر را بشماری و بعد پایان،پر بکشی به جایی که میدانی کسی هست که چشم به راهت است و آغوشت را برایش به مهر بگشایی.. میان راه دوتا بستنی فالوده ای بگیری با عشق و ازیاسهای روی نرده حیاط چند شاخه بچینی و از بویش مست شوی و کلید که به در میندازی و وارد کلبه مهرت که میشوی قدم هایت را تندتر کنی برای رسیدن به مهرت به ماهت و به عشقت.. او هم با شنیدن قدم هایت بیاید به استقبالت و در اغوشت بکشد و بگوید خسته نباشی خانوم و با هم کنار هم بزنیم ساده ترین دلخوشی را،بستنی فالوده ای را اینها مال زمانیست که خانه است و اگر نبود با تمام خستگی که داری برایش کنار گاز باز بایستی و درست کنی همانی که او دوست دارد با همان روش با همان سبک و وقتی امد تو مهمانش کنی به یک استقبال گرم و یک عاشقانه ساده.. خوشبختی مگر غیر از این شکل دیگری هم دارد؟!؟! و من برایت کودکم دعا میکنم از همین حالا خدا برایت بسازد از همین عاشقانه های هرچند کوچک و ساده..
پسندها (1)

نظرات (2)

الهام مامان علیرضا
25 اردیبهشت 93 10:58
خیلی عالی عشقتون پایدار و جاودانه شما هم دست به قلمتون خیلی عالیه منیره جان
منیره آزادی
پاسخ
ممنونم از لطف بی نهایتت الهام عزیزم،یه دنیا عشق برای شما و همسر محترم و علیرضای عزیزم ارزو میکنم
مینو
27 اردیبهشت 93 15:54
سلام عزیزم دل نوشته هات عالی ان موفق باشی و در کنار هم خوشبخت
منیره آزادی
پاسخ
لطف داری نازنینم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مادرانه می باشد